نيازهاي جوان
1. ازدواج
1. وَ أَنْكِحُوا الايامي مِنْكُمْ وَ الصّالِحِينَ مِنْ عِبادِكُمْ وَ إِمائِكُمْ نور/ 32.
2. قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): مِنْ حَقِّ الْوَلَدِ عَلَي وَالِدِهِ ثَلاثَةٌ يُحَسِّنُ اسْمَهُ
وَ يُعَلِّمُهُ الْكِتَابَةَ وَ يُزَوِّجُهُ إِذَا بَلَغَ مكارم الاخلاق، ص 220.
3. قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): مَا مِنْ شَابٍّ تَزَوَّجَ فِي حَدَاثَةِ سِنِّهِ إِلا عَجَ
شَيْطَانُهُ يَا وَيْلَهُ عَصَمَ مِنِّي ثُلُثَيْ دِينِهِ فَلْيَتَّقِ اللَّهَ الْعَبْدُ فِي الثُّلُثِ الْبَاقِي دعائم الاسلام، ج 2، ص 190.
4. قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): يا شاب تزوج و إياك و الزناء فإنه ينزع
الايمان من قلبك مكارم الاخلاق، ص 196.
5. قال النبي (ص): من بلغ ولده النكاح و عنده ما ينكحه فلم ينكحه ثم احدث حدثا فالاثم عليه كنز، ج 16، ص 443.
6. قال النبي (ص): مكتوب في التوراة من بلغت له ابنة اثنتي عشر سنه
فلم يزوجها فاصبت اثما فاثم ذلك عليه كنز، ج 16، ص 456.
2. كار وحرفه
1. قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): طلب الحلال فريضة علي كل مسلم و مسلمة جامع الاخبار، ص 139.
2. قَالَ رَجُلٌ يَا رَسُولَ اللَّهِ! مَا حَقُّ ابْنِي هَذَا؟ قَالَ (ص):" تُحَسِّنُ اسْمَهُ وَ أَدَبَهُ وَ
تَضَعُهُ مَوْضِعاً حَسَناً" عدة الداعي، ص 86.
3. قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): يَا عَلِيُّ حَقُّ الْوَلَدِ عَلَي وَالِدِهِ أَنْ يُحْسِنَ اسْمَهُ وَ أَدَبَهُ وَ يَضَعَهُ مَوْضِعاً صَالِحاً من لا يحضره الفقيه، ج 4، ص 371.
4. قَالَ أَمِيرُ الْمُومِنِينَ (عليه السلام): أولي الاشياء أن يتعلمها الاحداث الاشياء التي إذا صاروا رجالا احتاجوا إليها شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد، ج 20، ص 333.
3. ورزش وتفريح
1. أَرْسِلْهُ مَعَنا غَداً يَرْتَعْ وَ يَلْعَبْ يوسف/ 12.
2. قَالَ الصَّادِقُ (عليه السلام): دَعِ ابْنَكَ يَلْعَبُ سَبْعَ سِنِينَ كافي، ج 6، ص 46.
4. زيبائي
1. حضرت علي (عليه السلام) كه دو لباس خريد، لباس زيباتر را به قنبر غلامش داد و فرمود:" تو جوان هستي."
ارسال شده توسط طاهرزاده در تاريخ جمعه پنجم اسفند 1390 در ساعت 16:37 مرتبط با موضوع ایمان و پاکی |
(
ابتدای صفحه)
سيماي جوان و اهميت جوانی دراسلام
منبع :فیش های تبلیغی/ محسن قرائتی
1. حضرت علي (عليه السلام) دستور مي دهد كه به فرزندان خود از علوم و معارف اسلامي كه آنان را در برابر افكار انحرافي بيمه ميكند ياد دهيد:
قَالَ أَمِيرُ الْمُومِنِينَ (عليه السلام): عَلِّمُوا صِبْيَانَكُمْ مِنْ عِلْمِنَا مَا يَنْفَعُهُمُ اللَّهُ بِهِ لا تَغْلِبْ عَلَيْهِمُ الْمُرْجِئَةُ بِرَأْيِهَا وسائل الشيعة، ج 21، ص 478.
2. بسياري از اصحاب پيامبر اكرم (ص) را جوان تشكيل ميدادند. و در جبهه پيامبر اكرم، جوانان بودند:
كنا نغزوا مع النبي (ص) و نحن شباب
3. قرآن به نوجوانان سفارش ميكند كه بايد در مصالح و مفاسد جامعه خود را دخالت بدهد:
يا بُنَيَّ أَقِمِ الصَّلاةَ وَ أْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَ انْهَ عَنِ الْمُنْكَرِ لقمان/ 17.
4. پيامبر اكرم (ص) در دوازده سالگي داراي آن چنان صفاتي است كه بزرگان مسيحيت عظمت او را در سفر شام پيش بيني كردند.
5. در اهميت جواني همين بس كه خداوند در قيامت اولين سوالي كه از انسان ميكند نعمت جواني است.
6. امام صادق (عليه السلام) نسبت به جواناني كه دنبال تحصيل و تفقه نيستند تهديداتي دارد و ميفرمايد:" اگر آنان را بيابم ادب ميكنم". ميزان الحكمه،
7. قَالَ أَمِيرُ الْمُومِنِينَ (عليه السلام): شيئان لا يعرف فضلهما إلا من فقدهما الشباب و العافية غرر الحكم، ص 324.
قَالَ أَمِيرُ الْمُومِنِينَ (عليه السلام): إِنَّمَا قَلْبُ الْحَدَثِ كَالارْضِ الْخَالِيَةِ مَا أُلْقِيَ فِيهَا
مِنْ شَيْءٍ قَبِلَتْهُ فَبَادَرْتُكَ بِالادَبِ قَبْلَ أَنْ يَقْسُوَ قَلْبُكَ نهج البلاغه، نامه 31.
8. فردي از طرف امام صادق (عليه السلام) به بصره اعزام شد جهت تبليغ، در موقع بازگشت امام (عليه السلام) از او نتيجه كار را پرسيد؟ عرض كرد: خوب نبود. فرمود:" چه كسي پاي منبر تو ميآمد؟ پيرمردها. اشتباه تو همين است"؛
عَلَيْكَ بِالاحْدَاثِ فَإِنَّهُمْ أَسْرَعُ إِلَي كُلِّ خَيْرٍ كافي، ج 8، ص 93.
قَالَ الصَّادِقُ (عليه السلام): بَادِرُوا أَحْدَاثَكُمْ بِالْحَدِيثِ قَبْلَ أَنْ تَسْبِقَكُمْ إِلَيْهِمُ الْمُرْجِئَةُ تهذيب الاحكام، ج 8، ص 111.
ويژگي هاي اخلاقي جوان
1. در آينده نگر:
در اين مرحله سه دستهاند:
الف: واقع نگر
ب: بد بين و مايوس
ج: خيال پرداز
2. تجدد طلب
3. نقشپذير
4. پژوهش گر (تشنه است براي فهميدن)
مرحوم شهيد مطهري فرموده بود: اگر مقامات به من اجازه بدهند من به سينماها ميروم و سخنراني ميكنم براي جواناني كه به مسجد و پاي منبر نميآيند، ولي تشنه فهميدن هستند.
5. هويت جويي و قهرمان گرايي.
6. علاقه به مسئوليت و مقبوليت.
7. كشش غريزه جنسي.
8. تفريح و سرگرمي.
جواهر لعل نهرو يكي از سياست مداران ورزيده دنيا مي گويد:
چيزي كه دنيا را تهديد ميكند بيكاري و ايام فراغ جوان است كه هرچه
زندگي به سوي ماشينيسم شدن پيش ميرود ايام فراغت نيز زيادتر ميگردد.
او ميگويد: هيچ منطق و مكتبي جز مذهب نميتواند مسئله فراغت جوان را حل
كند.
ارسال شده توسط طاهرزاده در تاريخ جمعه پنجم اسفند 1390 در ساعت 16:13 مرتبط با موضوع جامعه شناسی |
(
ابتدای صفحه)
قدرت و حكمت خداوند
منبع :آشنايى با اسلام براى نوجوانان،محسن قرائتی
تمام آفريدهها، نشانهى قدرت خداست. كوه و دشت و دريا در زمين، خورشيد و ماه و ستارگان در آسمان. اما در ميان آفريدهها، در بعضى ويژگىهاى خاصى وجود دارد؛ مثلا خداوند كه انسان را آفريد، چشم او را از پيه ساخت و گوش او را از استخوان نرم و زبان او را از گوشت. چه قدرتى ميتواند از پيه، بينايى و از استخوان، شنوايى و از گوشت، سخن گفتن بيافريند؟
بسيارى از ساختههاى بشر، پس از چند سال از كار مىافتد ولى اعضاى بدن انسان يك عمر كار مىكند.
در طول تاريخ ميلياردها بشر آفريده شدهاند، ولى چهره و خطوط سرانگشت حتى دو نفر يكسان نيست، در حاليكه هر هنرمندى بيش از چند نمونه، قدرت هنرنمايى ندارد!
انسان، از خاك جز خشت و آجر و سراميك و چند نمونه ديگر نميتواند بسازد، ولى خداوند، از همين خاك در يك باغ، هم ميوه شيرين مثل خرما و توت، هم ميوه ترش مثل ليموترش و هم ترش و شيرين مثل انار و پرتقال به وجود مىآورد.
در قرآن مىخوانيم:
«در زمين قطعههايى در كنار هم هستند و باغهايى از انواع انگور و كشتزار و درخت خرما (ميوههايى) همانند و غير همانند كه همه با يك آب آبيارى مىشوند و بعضى ميوهها را در خوردن بر بعضى برترى داديم همانا در اين (تنوع طعم و رنگ و مزه ميوهها) نشانههايى از قدرت خداوند است براى كسانى كه مىانديشند.» «1»
آرى، برخى افراد ميوه را براى پر كردن شكم مىخواهند، ولى خردمندان با ديدن اين همه زيبايى و شگفتى، روح ايمان خود را تقويت مىكنند و قدرت خدا را در آن مىبينند، زيرا از يك آب و خاك، نمىتوان بيش از يك طعم و رنگ و مزه انتظار داشت، ولى قدرت خداوند به گونهاى است كه انواع مزهها، رنگها، طعمها و شكلها را از آن بيرون مىآورد.
خداوند حكيم است، يعنى همهى كارهاى او بهجا و صحيح و هدفدار است و كار بيهوده از او سر نمىزند. حتى در مواردى كه به نظر ما تلخ و ناگوار است، دليلى وجود دارد. مثلا اگر انسان درد و مرض را احساس نمىكرد، يكباره وجود او از كار مىافتاد. ولى دردها نظير چراغ و آژيرى است كه علامت و نشانه نوعى خطر است.
______________________________
(1) 1. [وَ فِى الْأَرْضِ قِطَعٌ مُتَجاوِرات وَ جَنَّاتٌ مِنْ أَعْنابٍ وَ زَرْعٌ وَ نَخيل صِنْوانٌ وَ غَيْرُ صِنْوانٍ يُسْقى بِماءٍ واحِدٍ وَ نُفَضِّلُ بَعْضَها عَلى بَعْضٍ فِى الْأُكُل إِنَّ فى ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُون]. سوره رعد، آيه 4.
دردها و بيمارىها، افرادى را به سراغ كشف داروها و پيشرفتهاى علمى سوق مىدهد، و در سايه دردها انسان قدر سلامتى را حس مىكند.
دردها احساسات بستگان را نسبت به انسان لطيف مىكند. بيمارىها، تكبّر و غرور انسان را پايين مىآورد و رابطه انسان را با خداوند زياد مىكند و ديگران را به فكر و انديشه وادار ميكند تا قدر سلامتى خود را بدانند.
يكبار ديگر به اين سطرها توجه كنيد. تمام كارهاى خداوند در جاى خود عالمانه است، و سلامتى و بيمارى را در جهت رشد ما قرار داده است.
اگر سلامتى توليد را بيشتر مىكند، بيمارى ترحّم را.
اگر سلامتى وسيلهى رشد است، بيمارى وسيلهى قرب به خداست.
آرى، خداوند قدرت دارد، اما معناى قدرت او اين نيست كه هر چه را ما مىپسنديم و يا مىخواهيم، انجام دهد بلكه او قدرتش را در جايى به كار مىبرد كه عالمانه و حكيمانه باشد.
شما قدرت داريد كه پيراهن خود را پاره كنيد، اما اين كار را نمىكنيد. خداوند قدرت دارد بدون درس خواندن كسى را دانشمند كند و بدون زحمت كشاورزى، محصولات را به وجود آورد و بدون پزشك و دارو، بيمار را شفا دهد، اما اينكار را نمىكند چون حكيمانه نيست. چون سبب ركود فكرها و تلاشها و روابط مىشود.
ارسال شده توسط طاهرزاده در تاريخ جمعه پنجم اسفند 1390 در ساعت 16:3 مرتبط با موضوع |
(
ابتدای صفحه)
درس دوم: خداشناسى از راه نعمت ها
منبع :آشنايى با اسلام براى نوجوانان، /محسن قرائتی
به خود كه نگاه مىكنم، مىبينم خودم، خودم را نساختهام، پس سازندهاى دارم.
سازندهى من بايد دانا و توانا باشد، مرا دوست داشته باشد، تمام نيازهاى مرا بداند و بتواند آنها را برطرف سازد.
او آفريدگار مهربان من، خداست.
هر نوزادى كه به دنيا مىآيد، اولين چيزى كه نياز دارد، غذاست. اما كسى را نمىشناسد و توانايى انجام هيچ كارى را ندارد!
اگر تمام متخصصان جمع شوند و بخواهند راهى براى تغذيه او مشخص كنند، چه طرحى دارند؟ غذا چه باشد؟ چه موادّى را دارا باشد و در چه درجه حرارتى نگهدارى شود؟ توسط چه كسى تهيه شود و چگونه به طفل داده شود؟
نوزاد فقط يك كار مىداند و آن مكيدن است. نه توانايى جويدن دارد و نه فوت كردن بلد است.
چه كسى مهربانتر از مادر و چه غذايى بهتر از شير مادر؟ لذا تغذيه نوزاد زير نظر و ديد مادر است، به گونهاى كه مادر بتواند از بچه مراقبت كند و
تغذيهاش همراه عشق و محبت باشد. غذا نيز همواره آماده بوده و نيازى به سرد كردن يا گرم كردن نداشته باشد.
اگر اين همه نعمت نبود چه مىشد؟
اگر مادر شير نداشت؛ اگر نوزاد به جاى مكيدن، فوت مىكرد؛ اگر نمىتوانست گرسنگى خود را با گريه اعلام كند؛ اگر همه نيازهاى نوزاد در شير مادر يافت نمىشد و اگر مهر مادر كم بود و حاضر به پذيرش چنين مسئوليتى نبود؟
كدام علم و قدرت است كه بتواند اين همه نياز را بشناسد و به طور دقيق تمام آنها را برطرف سازد؟
خدايا! نه من مىدانستم چه نيازى دارم و نه پدر و مادرم خبر داشتند چه غذايى براى من لازم و مفيد است.
پيش از به دنيا آمدنم، سينه مادر را پر از شير و قلب او را پر از مهر و زندگىاش را از راه تلاش پدر تأمين كردى.
بهترين غذا را در اختيارم گذاشتى تا از سادهترين راه، نياز خود را تأمين كنم و در اين مكيدن، نوعى ورزش براى من قرار دادى.
خدايا! تو را در برابر اين همه لطف، سپاس مىگويم.
مرا يارى كن تا از نعمتهاى تو به خوبى استفاده كنم، تو را فراموش نكنم، به پدر و مادرم نيكى كنم و همانگونه كه تو براى من خداى خوبى بودى، من هم براى تو بنده خوبى باشم.
قرآن دربارهى اهميت شيرمادر براى فرزندان مىفرمايد
: [وَ الْوالِداتُ يُرْضِعْنَ أَوْلادَهُنَّ حَوْلَيْنِ كامِلَيْن] «1» يعنى مادران دو سال تمام فرزندان خود را شير دهند.
پيامبر (صلى الله عليه و آله) فرمودند: «بهترين غذا براى كودك، شير مادر است» «2».
عالمان دينى نيز مىفرمايند: اگر روزه گرفتن مادر، به طفل شيرخوار زيان مىرساند، روزه بر مادر واجب نيست. زيرا تغذيهى كودك، مهمتر از روزه واجب ماه رمضان است.
______________________________
(1) 1. سوره بقره، آيه 233
(2) 2. عيون اخبارالرضا، جلد 2، صفحه 34.
ارسال شده توسط طاهرزاده در تاريخ جمعه پنجم اسفند 1390 در ساعت 15:52 مرتبط با موضوع ایمان و پاکی |
(
ابتدای صفحه)
دين چيست؟
منبع :آشنايى با اسلام براى نوجوانان/محسن قرائتی
دين به معناى فكر و عقيده و راه و روش است؛ خواه راه حق باشد يا راه باطل. قرآن به بتپرستان مىگويد: [لَكُمْ دينُكُمْ وَ لِىَ دين] «1»، براى شما دينتان و براى من دينم.
بنابراين هر كس، راه و روش و آداب و رسوم او، دين اوست. آنچه مهم است، اين است كه به سراغ راه حق و دين حق برويم.
نشانه هاى دين حق:
1- دين حق، دينى است كه با عقل سازگار باشد.
بتپرستان مجسمههايى را از سنگ و چوب مىتراشيدند و در برابر آن عبادت مىكردند. قرآن مىفرمايد: اين كار شما بر خلاف عقل است. [قالَ أَتَعْبُدُونَ ما تَنْحِتُون] «2» آيا چيزى را مىپرستيد كه خود ساختهايد؟
ممكن است كه اين راه كج و انحرافى را نياكان ما نيز رفته باشند، ولى ما نبايد آن راه را برويم.
______________________________
(1) 1. سوره كافرون، آيه 6
(2). سوره صافّات، آيه 95.
چنانكه بتپرستان در توجيه كار خود مىگفتند: [إِنَّا وَجَدْنا آباءَنا عَلى أُمَّهٍ] «1» يعنى ما نياكان خود را در راه بتپرستى ديدهايم.
2- دين حق آن است كه از طرف آفريدگار باشد نه ديگران.
به اين مثال توجه كنيد: هر دستگاه و وسيلهى مهمى كه توليد و به بازار وارد مىشود، معمولًا يك دفترچهى راهنما دارد كه روش استفاده از آن محصول را بيان كرده است.
انسان هم كه آفريده خداست، دفترچهى راهنمايى دارد كه خداوند آن را به صورت كتاب آسمانى فرستاده است. همانگونه كه دفترچهى راهنماى محصولات را كسى مىنويسد كه آن محصول را طراحى كرده و ساخته است، برنامهى زندگى ما را هم بايد خدايى بدهد كه ما را آفريده و از نيازهاى ما آگاه است و توانايى رفع مشكلات ما را دارد.
3- دين حق آن است كه در مورد تمام نيازهاى انسان برنامه داشته باشد؛ نسبت به جسم و روح، دنيا و آخرت، فرد و جامعه.
4- دين حق دينى است كه عمل به آن سبب رشد و برترى انسان باشد و گذشت زمان آن را كهنه نكند و دستوراتش هميشه تازه و جذّاب باشد.
دستورات دينى نظير بندگى خدا، اطاعت از افراد پاك، توجه به حق مردم، تغذيه سالم، نظافت، تحصيل و كار، احترام به ديگران و كمك به
______________________________
(1) 1. سوره زخرف، آيه 23
مستمندان كه هيچ يك از اين دستورات براى زمان ومكان مخصوصى نيست، بلكه هميشه و در هر زمان و مكان زنده است.
كلام هميشه زنده امام حسين (عليه السلام) كه فرمود: «هيهات منّا الذله»، هرگز زير بار ذلّت نمىروم، گرچه خود و فرزندانم شهيد شويم. اين شعار در همه مكانها و زمانها و براى همه انسانها زيبايى دارد و كهنه نميشود.
آرى، تشكر از خدا كه در نماز است،
چشيدن گرسنگى و ياد گرسنگان كه در روزه است،
دفاع از مال و جان و دين كه در جهاد است،
كمك به محرومان كه در خمس و زكات است،
دعوت مردم به نيكىها و تلاش براى نجات ديگران از آلودگىها و زشتىها كه در امر به معروف و نهى از منكر است،
سفارش به نظافت كه در وضو و غسل و گرفتن ناخن و آراستن سر و صورت است،
سفارش به رعايت ادب و سلام كردن و بدون دعوت جايى نرفتن و احترام به پدر و مادر و بستگان و معلمان و وفاى به عهد كه در برنامههاى دينى است،
و هزاران برنامه ديگر دينى، هيچگاه كهنه نمىشود و همچون خورشيد در آسمان دين مىدرخشد و به همه انرژى معنوى مىدهد.
كسانى كه از برنامههاى دينى استفاده نمىكنند و از دين استوار بهره نمىگيرند دو راه بيشتر ندارند:
1. يا به سليقه وفكر خود عمل مىكنند كه دير يا زود پشيمان ميشوند.
2. يا به قوانين بشرى تكيه مىكنند كه برخاسته از فكر انسانهايى محدود يا كسانى است كه تحت نفوذ هوسها يا ستمگران هستند.
امروزه مهمترين محلّ رسيدگى به حقوق بشر، سازمان ملل است؛ ولى برخى كشورها مثل آمريكا براى خود حق وتو گذاشتهاند، يعنى اگر تمام نمايندگان كشورهاى دنيا تصميمى بگيرند، آنها ميتوانند يك طرفه آن را لغو كنند. اين سيماى حقوق بشر در زمان ماست.
اما در قرآن مىخوانيم: «قانون، حق خداست و حتى پيامبر حق ندارد كلمهاى از سوى خود به آن نسبت دهد، و اگر چنين كند، خداوند رگ حيات او را قطع مىكند.» «1»
آرى، همانگونه كه بيمار براى كسب سلامتى، خود را تسليم دستورات پزشك مىكند، و همانگونه كه ما اتومبيل را براى تعمير در اختيار مكانيك قرار مىدهيم، براى رسيدن به خوشبختى، بايد خود را در اختيار دستورات خدا قرار دهيم.
خداوندى كه هزاران هزار برابر از پزشك و مكانيك آگاهتر و هم به انسان مهربانتر است، تنها او مىداند انسان چه موجودى است و چه دستورى به
______________________________
(1) 1. [وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنَا بَعْضَ الْأَقَاوِيلِ لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْيَمِينِ ثُمَّ لَقَطَعْنَا مِنْهُ الْوَتِين]. سوره حاقّه، آيات 46 44.
نفع اوست، كه آن را واجب يا مستحب كرده است؛ و چه امرى به ضرر اوست، كه آن را حرام يا مكروه كرده است.
خداوند علاوه بر ارسال كتاب راهنما، دست بشر را در دست پيامبران و امامان معصوم و عالمان عادل گذاشته است.
قرآن كريم دينى را كامل مىداند كه علاوه بر دستورات خوب، رهبرى جامعه را به فردى بسپارد كه تمام كمالات را داشته باشد. در سوره مائده آيه سوم ميخوانيم: [الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُم]، امروز دين شما را كامل كردم. و آن روز، همان روزى بود كه پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله) در بازگشت از آخرين سفر حج، در سرزمين غدير خم، به فرمان پروردگارش دست امام على (عليه السلام) را بلند كرده و به مردم اعلام فرمود: «مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَهَذَا عَلِىٌّ مَوْلَاهُ» «1»، هر كس كه من مولا و سرپرست او هستم، على مولا و سرپرست اوست.
______________________________
(1) 1. اصول كافى، جلد 1، صفحه 420.
ارسال شده توسط طاهرزاده در تاريخ جمعه پنجم اسفند 1390 در ساعت 15:47 مرتبط با موضوع تعلیم وتربیت |
(
ابتدای صفحه)
آسیب شناسی جوانان در آیینه قرآن و امامان
پدید آورنده : اصغر بابایی
|
در این نوشتار، تلاش شده تا نوجوانان و جوانان در دهکده جهانی مورد آسیب شناسی قرار گیرند . قرآن کریم حضرت یوسف را به عنوان «سمبل » پاکی معرفی کرده و خطرها و آسیب هایی که این جوان پاک دامن را تهدید می کرده، برشمرده و با کمک و با توسعه ای همه جانبه بر پیروانش عرضه شده است .
حقیقتا داستان بسیار شیرین حضرت یوسف ( علیه السلام) «زندگی نامه » واقعی جوانان حقیقت جو است و شیوه زندگی کردن نوجوانان و جوانان را در گستره خود قرار داده است . پس در جواب این سؤال که:
آیا داستان یوسف ( علیه السلام) قابل توسعه است؟ و آیا عنصری دانستن آن قابل اثبات می باشد؟ باید گفت: قرآن در روایات، کتاب «جری » معرفی گشته، یعنی مانند آفتاب و ماه در جریان است و بر انواع مصادیق قابل تطبیق است . از این رو هم طبق روایات یک آیه از قرآن نیز بر هر موردی که قابل انطباق ... |
ارسال شده توسط طاهرزاده در تاريخ یکشنبه بیست و سوم مرداد 1390 در ساعت 9:29 مرتبط با موضوع جامعه شناسی |
(
ابتدای صفحه)
رادیو ملی آمریکا:
دانشمندان هسته ای ایران را ما ترور کردیم
اذعان آمریکاییهای مدعی مبارزه با تروریسم بر ترور دانشمندان هستهای کشورمان نشانه استفاده ابزاری غرب از عناوینی چون مبارزه با تروریسم است.
رادیو ملی آمریکا، تحریم اقتصادی، محکومیت های سازمان ملل، تعاملات دیپلماتیک، تهدید نظامی، جنگ سایبری و ترور دانشمندان هسته ای ایران را به عنوان اقدامات آمریکا علیه برنامه صلح آمیز هسته ای کشورمان نام برد.
به گزارش
گرداب، جام نیوز به نقل از رادیو فردا نوشت: رادیوی ملی آمریکا در سه مقاله مفصل به قلم "مایک شوستر" به بررسی جنگ پنهان ایالات متحده آمریکا در ایران پرداخته است و از آنچه که خرابکاری، ترور و جنگ سایبری علیه طرح ها و برنامه هسته ای ایران خوانده، پرده برداشته است.
در مقالات رادیو ملی آمریکا آمده است: ایالات متحده در این سال ها برای رسیدن به اهداف خود از ابزارهایی چون تحریم اقتصادی، محکومیت های سازمان ملل، تعاملات دیپلماتیک و تهدید به اقدام نظامی بهره گرفته است؛ ولی این اقدامات نتیجه کمی در بر داشته یا اساسا بدون موفقیت بوده است.
این رادیو، همچنین به تلاشهایی چون "جنگ سایبری" و "ترور دانشمندان هسته ای ایران" اشاره می کند و مدعی می شود که این تلاش ها موفقیت هایی را در برداشته است.
این درحالیست که آخرین گزارش مدیر کل آژانس بین المللی انرژی هسته ای از ناکام ماندن تلاش غرب برای آسیب زدن به برنامه هسته ای کشورمان به وسیله ویروس استاکس نت حکایت دارد و راه اندازی نیروگاه هسته ای بوشهر هم موید این واقعیت است.
نکته قابل تامل در این گزارش، اذعان آمریکایی های مدعی مبارزه با تروریسم بر ترور دانشمندان هسته ای کشورمان می باشد که نشانه استفاده ابرازی غرب از عناوینی چون مبارزه با تروریسم است.
ارسال شده توسط طاهرزاده در تاريخ پنجشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1390 در ساعت 20:18 مرتبط با موضوع جامعه شناسی |
(
ابتدای صفحه)
آسیبشناسی وبلاگنویسی در ایران
منتشرکردن مطالب دیگران در وبلاگ شخصی از بعد مفهومی آسیب نیست، اما از لحاظ حرفهای، بلاگر خود باید تولیدکننده محتوا باشد نه توزیعکننده آن! این یکی از اشکالات اساسی در حوزه وبلاگنویسی ایران است اگرچه نمیتوان دامنه آن را وسیع توصیف کرد.
گرداب- بیتردید ایران در وبلاگنویسی جایگاه مناسبی در دنیا داشته و دارد، در حالی که در سایر مقولهها و شاخصهای دیجیتال جایگاه قابل قبولی ندارد؛ اما شاید در یک جمله بتوان گفت که وبلاگ، ملموسترین رسانه مجازی در ایران است؛ وبلاگی که از همان ابتدای ظهورش در ایران مخاطب داشت و تاکنون فراز و نشیبهای متفاوتی را پشت سر گذاشته اما همچنان مخاطب خود را دارد.
اکثر قریب به اتفاق بلاگرهای (وبلاگنویسها) ایرانی تنها با انگیزه شخصی و نه نفع مادی و تجاری، وبلاگ خود را به روز میکنند و دنبال حامی دولتی و خصوصی نیستند.
وبلاگ و بلاگرها با تمام خصوصیت مثبتی که برای جامعه و اشخاص دارند، اما با گذشت بیش از یک دهه از عمومیشدن وبلاگ در ایران میتوان نقدهایی به آنها وارد کرد تا همچنان رشد صعودی داشته باشند.
گاهی احساس میشود که بلاگر و مخاطب آن (دولت، شرکت و فرد) در تعریف مفهومی وبلاگ (بلاگ) دچار ابهام شده و برداشتی از وبلاگ دارند که اصلا در ساختار وبلاگ جایگاهی ندارد.
وبلاگ نه یک رسانه و نه یک فناوری وب 2 است. وبلاگ شاید کارکرد یک رسانه، یک دفتر خاطره، آلبوم عکس و هزار کارکرد دیگر داشته باشد و بتواند در موضوعات فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، فناوری و غیره محتوا تولید کند اما نمیتوان تمام وبلاگها را در یک بخش تقسیمبندی کرد و تنها از یکی بهعنوان کارکرد اصلی وبلاگ نام برد. بنابراین در یک تعریف ساده میتوان گفت که وبلاگ تنها یک ابزار جهت تولید محتوا از سوی کاربر است؛ این تولید محتوا در قالب متن، عکس، ویدئو، نمودار و غیره جلوهگر میشود.
در این تعریف، وبلاگ یک ابزار است و ابزار به خودی خود جهتدهی ندارد؛ این بلاگر است که با تولید محتوا به بلاگ جهت میدهد، بنابراین نمیتوان با محدودکردن این ابزار توقع تغییر رفتار در بلاگر را داشت بلکه تنها فرهنگسازی و اطلاعرسانی مناسب میتواند ناهنجاریها را در وبلاگها از بین ببرد.
برداشتها از این تعریف وبلاگ متفاوت است اما مهمترین رویکرد آن تولید محتواست! اما گاهی در ایران تولید محتوا با توزیع و به اشتراکگذاری محتوا اشتباه گرفته میشود؛ به عبارتی، بخش عظیمی از بلاگرها به جای تولید محتوا، محتوای سایر بلاگرها را در وبلاگ شخصی با رعایت منبع یا بدون رعایت آن منتشر میکنند.
منتشرکردن مطالب دیگران در وبلاگ شخصی از بعد مفهومی آسیب نیست، اما از لحاظ حرفهای، بلاگر خود باید تولیدکننده محتوا باشد نه توزیعکننده آن! این یکی از اشکالات اساسی در حوزه وبلاگنویسی ایران است اگرچه نمیتوان دامنه آن را وسیع توصیف کرد.
این جریان ناخودآگاه باعث نارضایتی 2طیف میشود؛ طیف اول که مطلب با برند وی بدون ذکر منبع منتشر شده و طیف دوم خود توزیعکنندگان هستند که هیچ مسئولیتی در قبال نوشته ندارند و به مرور انگیزه مدیریت وبلاگ را از دست میدهند و وبلاگ آنها زیاد دوام نمیآورد. البته این دسته از بلاگرها اسم و رسمی هم در بین وبلاگنویسها ندارند و تنها یک وبلاگر توزیعکننده یا آیینه محسوب میشوند.
شاید این نقد تا قبل از به وجود آمدن رسانههای اجتماعی مانند دیگ (دیگ یک سایت اخبار اجتماعی است که لینک اخبار و اطلاعات در آن قرار میگیرد و بر اساس رأی کاربران، خبر مهم ابتدای صفحه قرار میگیرد) و گوگلریدر یا گودر (سایت خبرخوان گوگل که در بین ایرانیها با نام گودر محبوب شده است) وجود نداشت اما این سایتهای اجتماعی امروز کارکرد اطلاعرسانی را با ساختار کاملا اجتماعی پوشش میدهند و مخاطب بسیار زیادی دارند لذا دیگر نمیتوان توزیع محتوا را بهعنوان کارکرد اصلی یک وبلاگ در نظر گرفت.
در عین حال وبلاگهایی هم هستند که تنها اطلاعرسانی میکنند؛ یعنی اخبار مرتبط با حوزه خود را منتشر میکنند و خود وبلاگنویس بسیار کم، محتوا تولید میکند اما با رعایت اصول حرفهای در نام یا لوگوی وبلاگ؛ لذا به این وبلاگها نمیتوان نقدی در این باره وارد کرد بلکه آنها تلاش میکنند که اخبار حوزه تخصصی خود را پوشش دهند که این امر در نهایت مفید است.
وبلاگهایی وجود دارند که خود را وب سایت معرفی میکنند اما در ساختار و محتوا کاملا رویکرد وبلاگی دارند. عموما وبسایتهای شخصی را نمیتوان جزء دستهبندی وبلاگها دانست زیرا وبسایتهای شخصی، سایتهایی هستند که یک فرد یا یک گروه کوچک (مانند یک خانواده) هدایتشان میکنند و حاوی اطلاعاتی هستند که فرد بنا بر سلیقهاش روی اینترنت قرار میدهد.
در عین حال وبسایت مجموعهای از صفحات وب است که دارای یک دامنه اینترنتی یا زیردامنه اینترنتی مشترک هستند و به صورت مجموعهای از صفحات مرتبط دادههایی نظیر متن، صدا، تصویر و فیلم، روی آنها ارائه میشود.
اما تعریف عمومی وبلاگ در ویکیپدیا آمده است؛ "وبلاگ نوعی صفحات اینترنتی است با محتوای شخصی که مطالب آن بر مبنای زمانی که ثبت شده گروهبندی و به ترتیب از تازهترین به قدیمیترین رخداد منتشر میشود."
وبلاگها اینجا خود را در محتوا تقسیمبندی میکنند زیرا فوتو بلاگ، ویدئو بلاگ و غیره جایگاه خود را پیدا کردهاند. شاید فردی در کنار وبلاگ معمولی، فوتوبلاگ هم داشته باشد اما این دو کاملا از یکدیگر مجزا هستند. آنچه مسلم است، وبلاگ جزء کوچکی از وبسایت است؛ یعنی ممکن است وبسایتی، وبلاگ هم داشته باشد و این دو در کنار یکدیگر بدون دخالت و همپوشانی در حوزه یکدیگر فعالیت کنند.
با تمام این تفاسیر، محتوا در وبلاگ حرف اول و آخر را میزند و این محتوا زاییده ذهن بلاگر است. لذا محدودیت برای وبلاگ بهعنوان یک ابزار که به خودی خود جهتدهی خاصی ندارد، منطقی بهنظر نمیرسد. به قول ویلیام جیمز، مهمترین کشف دوران ما این است که با تغییر ذهن میتوان به تغییر زندگی پرداخت.
جواد افتاده
منبع:
همشهری
ارسال شده توسط طاهرزاده در تاريخ پنجشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1390 در ساعت 20:17 مرتبط با موضوع جامعه شناسی |
(
ابتدای صفحه)
15 نوع آسیب دانشآموزان را تهدید میكند
فرقهگرایی، استفاده نادرست از فناوریهای روز و ماهواره، ارتباط نامتعارف با جنس مخالف، اعتیاد و فعالیتهای هرمی در صدر تهدیدات خطر آفرین در حوزه دانشآموزی كشور هستند.
گرداب- در پی اعلام وجود 15 تهدید و آسیب در حوزه دانشآموزی از سوی رئیس سازمان بسیج دانشآموزی، آخرین گزارشهای رسیده حاكی از آن است كه فرقهگرایی، استفاده نادرست از فناوریهای روز و ماهواره، ارتباط نامتعارف با جنس مخالف، اعتیاد و فعالیتهای هرمی در صدر تهدیدات خطر آفرین در حوزه دانشآموزی كشور هستند.
همیشه رودست خوردن دردناكتر از ضربه رو در رو است؛ ضربه از جایی كه فكرش را نمیكنی یا اصلاً جبههای برایش تعریف نكرده ای. عدم هوشیاری یعنی همان عدم تعریف جبهه كه گاه خسران غیرقابل جبرانی عاید كشور میكند. قطعاً هر چه مقصد این خسارت حساستر و كلیدیتر باشد، سرمایهگذاری طرف مقابل بیشتر و البته كه ضریب آسیبپذیری در آن حوزه بالاتر میرود.
با در نظر گرفتن حساسیت داشتن و تربیت نیروی انسانی متخصص و متعهد برای یك كشور حوزه دانشآموزی از جمله عرصههای در معرض خطر است كه نادیده گرفتن انگیزه دشمن برای وارد ساختن ضربه از این ناحیه جز ساده انگاری نابخشودنی نیست. به عبارتی انكار وجود این تهدید پاك كردن صورت مسئله است كه گهگاه از سوی مقامات آموزش و پروش مطرح میشود.
در این بین، به تازگی سردار محمد صالح جوكار، رئیس سازمان بسیج دانشآموزی، از وجود 15 نوع تهدید و آسیب در حوزه دانشآموزی خبر داد و گفت: «از جمله این تهدیدها ترویج فرقههای كاذب اعم از شیطانپرستی و دیگر نحلههای منحرف فكری است.»
رشد 100 درصدی بزهكاری كودكان و نوجوانانطبق آخرین آماری كه از سوی كانون اصلاح و تربیت اعلام شد، سال گذشته آمار مددجویان این مركز رشد 100 درصدی داشته كه بر این اساس 13 درصد آنها را افراد بیسواد، 40 درصد را با سواد تا مقطع ابتدایی، 43 درصد را با مدرك سیكل و 4 درصد را مقطع دبیرستان تشكیل میدهند.
اگرچه از كنار هم گذاشتن این ارقام نتیجه نامطلوبی حاصل میشود كه معمولاً آموزش و پرورشیها هم از عنوان كردن آن به دلیل گسترش یافتن، اعراض میكنند با این حال طرح آن از جانب مسئولان بسیج دانشآموزی نشاندهنده دغدغهمندی آنان در این حوزه و مطالعاتی است كه انجام میشود.
صاحب نظران معتقدند در جامعه ما بهخصوص جامعه شهری با توجه به بافت فرهنگی و تضاد طبقاتی كه در آن حاكم است جوانان در معرض بیشترین آسیبهای اجتماعی قرار دارند، حال فارغ از اینكه این آسیبها نشئت گرفته از كدام نهاد یا حوزههای فرهنگی و اجتماعی یا از حریمهای خصوصی مانند خانواده و غیره است، به هر حال این مسئله به عنوان یك معضل اجتماعی تبدیل شده است.
با توجه به درگیری مستقیم دانشآموزان با نظام آموزشی و تأثیرپذیری سن آنان، طبیعی است كه اولین و بزرگترین ضعفها را در بستر نظام تعلیم و تربیت بجوییم كه با وجود داشتن پشتوانههای غنی فرهنگی و تربیتی اسلامی هنوز نتوانسته در حد و اندازه یك نظام اسلامی ظاهر شده و با تجویز نسخههای عملی و كاربردی از ورود این آسیبها یا به حداقل رساندن آنها كارنامه قابل قبولی ارائه كند.
معلمان به كمك بیایندسردار جوكار با بیان اینكه ورود و شیوع این فرقهها همگی با حمایت دشمنان دنبال میشود، افزود: «راه حل مبارزه با چنین معضلاتی استفاده از روش اقناعسازی و بهرهگیری از خود فرهنگیان است.»
البته به نظر میرسد با توجه به مشكلات جوانان در كشور به خصوص در شهرهای بزرگی مانند تهران جوانان ما بیش از دیگران دچار آسیبهای اجتماعی هستند.
بعضی از آنها در شرایطی بحرانی به سر میبرند كه دامنه آنها ممكن است از قشر عادی جوان ما به نخبگان هم رسیده با شد و هر یك از گروههای جوان و نوجوان ما به طور نسبی با درصدی كم و بیش دچار شدهاند یا در معرض ابتلا به آن هستند، در این صورت با توجه به اینكه سیستم مدیریت ما در حوزه جوانان قادر به خدماترسانی به جوان آسیب دیده نیست، لذا بر این اساس پیشنهاد میشود اورژانس اجتماعی جوانان با رویكرد مهار كردن بحرانهای فوری جوانان تشكیل شود.»
از سوی دیگر برای اقدام اثرگذار و ماندگار در حوزه جوانان و نوجوانان باید از كارهای شتابزده و آرمانگرایانه و احساسی و مقطعی پرهیز و تلاش كرد كه تمام فعالیتها به یك هدف متعالی در جهت حل مشكلات جوانان نزدیك شوند و در تمام آنها رویكرد علمی و عملی مبنا قرار گیرد نه مقاصد سیاسی جریان یا گروهی خاص.
نفیسه ابراهیمزاده انتظام
منبع:
جوان آنلاین
ارسال شده توسط طاهرزاده در تاريخ پنجشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1390 در ساعت 20:16 مرتبط با موضوع جامعه شناسی |
(
ابتدای صفحه)
علل كمرنگ شدن معنويات در بين جوانان
سیدغلامعباس طاهرزاده
و روش صحيح در تبليغ دين و مصونيّت بخشيدن جوانان در برابر شبهات معاندين كدام است؟
مقاله حاضر دربیان پاسخ به این سوال است .
پرسش فوق از آنجا ناشى مى شود كه در سالهاى اوليّه پس از پيروزى انقلاب اسلامى و دوران دفاع مقدّس، گرايش جوانان به معنويّات و ارزشهاى دينى تا حدّى بود كه تا سرحدّ شهادت و جانفشانى از آنها پاسدارى مىكردند. امّا اكنون و پس از گذشت چند سال اين گرايش رو به ضعف نهاده است و كمتر مىتوان از معنويّت گذشته سراغ گرفت.
ما نخست مقدّمه اى را بيان مى كنيم، آنگاه به پاسخ اصلى خواهيم پرداخت:
انسان موجودى است كه از درون تحت تأثير عواطف و احساسات است و از بيرون نيز متأثّر از عوامل گوناگونى است. اين عوامل بيرونى عواطف و گرايشهاى انسان را جهت مىدهند و به هر ميزان كه فربه تر باشند از قدرت بيدار كردن عواطف و جهت دهى بيشترى نيز برخوردار خواهند بود. از سوى ديگر، حالات روانى انسان پيوسته و در هر زمان از وضعيّت يكسانى برخوردار نيست و با تغيير شرايط، دچار فراز و نشيب هايى مىشود. در روانشناسى نيز گفته اند كه در شرايط ...
ارسال شده توسط طاهرزاده در تاريخ پنجشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1390 در ساعت 14:38 مرتبط با موضوع ایمان و پاکی |
(
ابتدای صفحه)